دانش آموخته دکتری فقه سیاسی جامعه المصطفی العالمیه
چکیده
پرسشی که این مقاله در صدد پاسخ دهی بدان است این است که «آیا «پارادام قومیت» در افغانستان وجود دارد ودر صورت مثبت بودن جواب، رابطۀ آن با امنیت انسانی چگونه است» روش اتخاذ شده درین تحقیق تحلیلی است. نتایج بدست آمده این است که وجود پارادایم قومیت خاص در افغانستان مفروض گرفته شده است. بدین معنی که مسأله به قدری واضح است که نیاز به اثبات وتوضیح ندارد. در فرایند تقابل امنیت انسانی وپاردایم قومیت، آنکه رنگ میبازد بدون شک امنیت انسانی است. چه اینکه براساس نگاه قوم محورانه؛ هرچیزی که با پارادام قومیت، درتضاد وتقابل باشد، محکوم به فناست. حتی اگر آن چیز؛ مقدس ترین امور همانند آموزه های دینی باشد؛ نیزسرنوشت غیر ازین نخواهد داشت. حملات تروریستی، منازعات قومی وقبیله ای، کشمکش های سیاسی و بحرانهای اجتماعی که هرروز شاهد آن هستیم معلول همین نگاه است. همانطوری که نفی حقوق فردی، حق تعیین سرنوشت، مشارکت آزاد در زندگی اجتماعی؛ نفی دموکراسی وجود ساختارهای سرکوبگرانه قدرت در سطوح مختلف که تماما در تقابل با امنیت انسانی است آبشخوری غیر از مسأله نگاه قوم محورانه ندارد. رفتارهایغیرانسانی: فروش زنان ودختران که تاریخ تلخی آن را فراموش نمیکند؛ هجوم به خانه های مردم ، تجاوزجنسی، کوچ های اجباری، تحقیر سایر اقوام، نمونه های دیگری از رفتار های غیر انسانی است که باز گوکننده این تقابل است. قوانین ورویه های تبعیض آمیزعلیه اقلیت ها، زنان، نفی ومنع انتخابات؛ بستن رسانه ها وغیره نمونه های ازرفتار تبعیض آمیزی است که پارایم قومیت، در افغانستان آن را برسایر اقلیت ها تحمیل میکند.