دادههای وحیانی و یافتههای عقلانی، بیانگر کارکردهای گوناگون مناسک دینی اند. سوگواری امامحسین(ع) آیینی است که فرستادهی خدا(ص) در گفتار و کردار مشروعیت و نوع برگزاری آن را نشان داده است. عزاداری، نخست فضای ذهن و اندیشه سوگواران را عطر آگین میسازد و آنگاه در ساحههای زندگی آثار مثبتش را نشان میدهد. تغییر در نگرش به دین مشترک، اخلاق عمومی، دانش همگانی، رفتار مقبول اجتماعی و سیاست عادلانه کارکردهای نظری سوگواریاند که مؤلفههای بنیادین وحدت ملی را میسازند. تعدیل خواستههای «من طبیعی» و گذار از «قوم»، رسیدن به «امت» و «ارزشهای دینی»، «کرامت انسانی» و «خداییکتا» کارکردهای فردی عزاداری اند. «کاهش اختلافات مذهبی»، گسترش و تعمیق «مشترکات دینی»، «همبستگی اجتماعی» و «وحدت ملی» را میتوان تأثیر گذاری اجتماعی و ملی سوگواریها بر شمرد. کژکارکرد سوگواری امام حسین(ع) تنها در پوسته، نه هسته و جوهرهی دین اسلام، نسبت به ادیان غیر آسمانی، به حد اقل میرسد؛ زیرا افزون بر عناصر پایدار قول، فعل و تقریر پیام آور خدا(ص) بر چگونگی برگزاری سوگواری نوهی بیمانندش، اجتهاد فقیهان مطابق با زمان و مکان ماهیت، گونهها و ابزار آن را مشخص میکند که هماهنگ با فطرت، خرد و عرف جامعه باشد و به دور از خرافات و آسیبها. بیتردید، سوء استفاده سیاستمداران، سطحی نگری سوگواران، خرافهگرایی مداحان، کاستی برنامه ریزان و نادانی مبلغان میتوانند اختلافات مذهبی و ملی را در افغانستان در بستر عزاداری ایجاد کنند و گسترش دهند. تازگی نوشته در آمیختن دو عنصر عزاداری و کارکردش در وحدت ملی افغانستان است که پیشینهای تحقیقی با این رویکرد میان مباحث وحدت ملی و عاشورا پژوهی، وجود ندارد.